الشيخ محمد السند ( مترجم : احمد خوانسارى )

66

مقامات فاطمة الزهراء ( ع ) في الكتاب والسنة ( مقامات حضرت فاطمه ( ع ) در كتاب و سنت ) ( فارسى )

مستلزم عدم حجيّتشان است . اين حقيقتى است كه قرآن كريم در مورد بسيارى از پيامبران و انبياى الهى آشكار مىنمايد ، لذا در مقام تعليم به نبىّ اكرم اسلام مىفرمايد : قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ . « 1 » پس نه نزول وحى الهى انسان بودن كسى را نفى مىكند و نه انسان بودن پيامبران نزول وحى را ، در قرآن به زبان ابراهيم مىفرمايد : يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا . « 2 » در مورد بقيهء انبياى الهى هم داستان چنين است كه قوم آنها يا در مورد آن بزرگواران جانب تفريط و تقصير را مىگرفتند و گمان مىبردند كه انسان بودن و آدم معمولى بودن ( به حسب ظاهر ) با پيامبرى و ارتباط با غيب سازگارى ندارد و يا جانب افراط و غلوّ را مىگرفتند و گمان مىكردند كه حجت الهى بودن با انسان بودن منافات دارد هم‌چنان‌كه يهود و بنى اسرائيل در مورد عزير چنين فكر مىكردند ، اما راه حق و اعتدال نفى هر دو اعتقاد افراطى و تفريطى است و قبول اين مطلب است كه آنها انسان‌هايى بودند كه هم حجت خدا و هم داراى ارتباط با غيب نيز بوده‌اند و هيچ‌كدام ديگرى را نفى نمىكند . اسلام همان‌طور كه عداوت و دشمنى با اولياى الهى را نمىپذيرد غلوّ و زياده‌روى را هم ردّ مىكند پس وظيفهء هركس در قبال حجت‌هاى الهى اين است كه نه در مورد آنها غلوّ و زياده‌روى كند و نه دربارهء آنها دشمنى و عداوت نمايد و نه در حق آنها كوتاهى و شك نمايد . چنان‌كه در زيارت جامعهء كبيره آمده است :

--> ( 1 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 6 . ( 2 ) . مريم ( 19 ) آيهء 43 .